اس ام اس های عشقولانه پیامکهای عاشقانه زیبا

حال من دست خودم نیست / دیگه آروم نمیگیرم

دلم از کسی گرفته / که میخوام براش بمیرم . . .

 

-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.- 

ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست / با زاهد بی مایه شکستن ثمری نیست

برخیز جز این چاره نداری که در این حال / جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست . . .

-.-.-.-.-.- پیامک عاشقانه -.-.-.-.-.-

ادامه نوشته

عاشقانه های طنز


 
 
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت می گه : اینجا طویله است؟یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید!
 
 
شكسپیر میگه: هر وقت زنت گریه میكنه میخواد خرت كنه و هر وقت میخنده مطمئن باش خرت كرده!؟
 
 
به یارو میگن چرا سرت رو خیس نكرده شامپو میزنی؟ میگه اگه سواد داشته باشی نوشته مخصوص موهای خشك!!‍!؟
 
 
 
 
خدایا نمیخوای یه سری بری اروپاو امریکا ؟ دارن میمیرن از خوشی ها.....
 
 
کلاغه میگه قار قار...ننه ش میگه زهرمار...باباش میگه ولش کن...چادر سیاه سرش کن...از خونه بیرونش کن...(از شاعران گمنام دهه شصت)=))))
یادتونه؟
 
 
آقای محترم....به عشقت از سر مهربونی نگو توله سگ...!خانم محترم..به عشقت از سر مهربونی نگو کره خر...!هم توله سگ یه روز بزرگ میشه پاچه میگیره....!
هم کره خر بالاخره یه روز خر میشه جفتک میندازه...!
 
 
یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم!واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم…بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه !گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرمگفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس دارییعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟!نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن ..!
 
 
 
آآآمــاشــالا کیست؟!
شـخـصـی کـه بـه مـدت ۲۰ سـال اسـت ” ابــی” در کنسـرت هـایـش او را صـدا میـزنـد
 
 
مغز انسان پر کارترین جای بدنه اون همه ۲۴ ساعت روزو همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه کار اون از لحظه تولد آغاز میشه
و فقط وقتی متوقف میشه . . . . . . . . که ما وارد سالن امتحانات میشیم!!
 
 
استاد میگه چرا سمت راست کلاس همیشه شلوغ تر از سمته چپه !؟گفتیم چون وایرلس اینور بهتر آنتن میده !
دچار یاس فلسفی شد
 
 
یه عاشق میگه :اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !اما ….یه رفیق میگه :اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته … !!!
 
 
 
مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم
ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو میشکنم !!
 
 
وقتی میرید خرید وقتی میاین خر نیستید !
 
 
اگه تو ایران فیلمی ساخته شد که لیوان شکست و طرف موقع جمع کردنش دستش رو نبرید من بهش اسکار میدم !
 
 
میدونین چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟.....7% : بخاطر نور خورشید23% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن70% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن!!!
 
 
 
باورم نمیشهفک کنم بابام گنج پیدا کرده. هم نون خریده هم گوشت !!!!!!!
درج آگهی رایگان در سایت های معتبر درج آگهی رایگان در اینترنت درج تبلیغات رایگان در اینترنت درج تبلیغ رایگان در اینترنت درج آگهي رايگان در اينترنت درج آگهی تبلیغاتی رایگان در اینترنت نحوه درج آگهی رایگان در اینترنت درج آگهی رایگان املاک در اینترنت درج آگهی استخدام رایگان در اینترنت روش درج آگهی رایگان در اینترنت آموزش درج آگهی رایگان در اینترنت درج آگهی رایگان دیوار درج اگهی رایگان در دیوار درج آگهی رایگان در سایت دیوار درج آگهی رایگان بدون عضویت درج آگهی رایگان بدون ثبت نام درج آگهی رایگان بدون نیاز به عضویت درج آگهی رایگان بدون نیاز به ثبت نام درج آگهی رایگان درج اگهی رایگان در گوگل درج آگهی رایگان همشهری درج آگهی رایگان فروش خودرو درج آگهی رایگان خودرو درج آگهی رایگان استخدام درج آگهی رایگان ایستگاه درج آگهی رایگان فروش آپارتمان درج آگهي رايگان در گوگل درج آگهی رایگان در صفحه اول گوگل درج آگهی رایگان استان تهران در گوگل درج آگهی رایگان در سایت گوگل درج اگهی رایگان درصفحه اول گوگل درج آگهي رايگان همشهري درج آگهی اینترنتی رایگان همشهری درج آگهی رایگان نیازمندیهای همشهری سایت درج آگهی رایگان همشهری درج آگهی رایگان روزنامه همشهری درج آگهی رایگان در روزنامه همشهری درج آگهی رایگان در نیازمندیهای همشهری درج آگهی رایگان در سایت همشهری درج آگهی رایگان در جمعه بازار همشهری درج آگهي رايگان فروش خودرو درج آگهی رایگان فروش خودرو اصفهان درج آگهی رایگان خرید خودرو درج اگهی رایگان خودرو سنگین درج آگهی رایگان ماشین سایت درج آگهی رایگان خودرو درج آگهی رایگان استخدامی درج آگهي رايگان استخدام درج آگهی رایگان استخدام اهواز درج آگهی استخدام به صورت رایگان درج آگهی استخدام رایگان در اهواز درج آگهی استخدام رایگان در کرج سایت درج آگهی استخدام رایگان سایت های درج آگهی استخدام رایگان درج اگهی رایگان درج آگهی اینترنتی درج آگهی اینترنتی در روزنامه همشهری درج آگهی اینترنتی رایگان همشهری درج آگهی اینترنتی رایگان درج آگهی اینترنتی همشهری درج آگهی اینترنتی در روزنامه خراسان درج آگهی اینترنتی در همشهری درج آگهی اینترنتی روزنامه خراسان درج آگهی اینترنتی رایگان در همشهری درج آگهی اینترنتی خراسان درج آگهي رایگان اينترنتی در سايت آگهی همشهری درج آگهي رایگان اينترنتی درج اگهی رایگان اینترنت درج اگهی در اینترنت رایگان سایت درج آگهی رایگان اینترنتی درج آگهی های رایگان اینترنتی درج آگهی تبلیغاتی اینترنتی رایگان انجام درج آگهی رایگان اینترنتی درج آگهي رایگان اينترنتی در سايت آگهی همشهری - نیازمندیهای همشهری ثبت آگهی اینترنتی ثبت آگهی اینترنتی در روزنامه همشهری ثبت آگهی اینترنتی در روزنامه خراسان ثبت آگهی اینترنتی روزنامه خراسان ثبت آگهی اینترنتی همشهری ثبت آگهی اینترنتی خبر جنوب ثبت اینترنتی آگهی روزنامه همشهری ثبت آگهي اينترنتي درج آگهی اینترنتی رایگان همشهری درج آگهی اینترنتی رایگان درج آگهی اینترنتی در روزنامه همشهری درج آگهی اینترنتی در روزنامه خراسان ثبت اگهی انلاین روزنامه خراسان درج آگهی اینترنتی همشهری درج آگهی اینترنتی در همشهری درج اینترنتی آگهی در روزنامه همشهری ثبت آنلاین آگهی در روزنامه همشهری ثبت آگهی اینترنتی رایگان درج آگهي اينترنتي رايگان درج آگهی اینترنتی رایگان در همشهری درج آگهي رایگان اينترنتی در سايت آگهی همشهری درج آگهي رایگان اينترنتی درج اگهی رایگان اینترنت درج اگهی در اینترنت رایگان سایت درج آگهی رایگان اینترنتی درج آگهی های رایگان اینترنتی درج آگهی تبلیغاتی اینترنتی رایگان انجام درج آگهی رایگان اینترنتی ثبت آگهی تبلیغاتی رایگان ثبت آگهی تبلیغاتی رایگان در اینترنت درج آگهی تبلیغاتی رایگان درج آگهی تبلیغاتی رایگان در اینترنت درج آگهی تبلیغات رایگان درج آگهی و تبلیغات رایگان ثبت آگهی های تبلیغاتی رایگان سایت درج آگهی تبلیغاتی رایگان ثبت آگهی تبلیغاتی درج آگهی تبلیغاتی درج آگهی تبلیغاتی اینترنتی درج آگهی تبلیغاتی در اینترنت درج آگهی تبلیغاتی در سایتثبت اگهی تبلیغات درج اگهی رایگان و تبلیغات رایگان در اینترنت درج آگهی تبلیغاتی اینترنتی رایگان درج آگهی رایگان در سایتهای تبلیغاتی سایت درج آگهی تبلیغاتی سایت درج آگهی تبلیغاتی همشهری درج آگهی تبلیغات اینترنتی درج آگهی در سایتهای تبلیغاتی درج آگهی رایگان در سایت های تبلیغاتی نرم افزار درج آگهی در سایت های تبلیغاتی ثبت کانون آگهی و تبلیغات ثبت آگهی فروش خودرو ثبت آگهی فروش خودرو در باما ثبت آگهی فروش خودرو در دیوار ثبت آگهي فروش خودرو ثبت آگهی فروش خودرو روزنامه همشهری ثبت آگهی فروش خودرو در اینترنت ثبت آگهی فروش خودرو باما درج آگهی فروش خودرو درج آگهی فروش خودرو رایگان درج آگهی فروش خودرو در روزنامه همشهری ثبت آگهی فروش آپارتمان ثبت آگهی فروش آپارتمان در تبریز ثبت آگهی فروش آپارتمان در کرج ثبت آگهی فروش آپارتمان در تهران ثبت آگهی فروش آپارتمان در مشهد ثبت آگهی فروش آپارتمان در اصفهان ثبت آگهی فروش آپارتمان در رشت ثبت آگهی فروش آپارتمان در آمل ثبت آگهی فروش آپارتمان در قم درج آگهی فروش آپارتمانثبت آگهی فروش ملک ثبت اگهی فروش ملک تجاری ثبت آگهی فروش ملک در رشت ثبت آگهی فروش ملک در شیراز درج آگهی فروش ملک ثبت آگهي فروش ملك درج آگهی فروش ملک در اینترنت درج آگهی فروش ملک در تهران ثبت آگهی فروش خانه ثبت آگهی فروش ثبت آگهی فروش زمینثبت آگهی فروش کلیه ثبت آگهی فروش در دیوار ثبت آگهی فروش سگ ثبت آگهی فروش زمین در شمال ثبت آگهی فروش زمین در مازندران ثبت آگهی فروش زمین در رشت ثبت آگهی فروش زمین در گیلان درج آگهی فروش زمین درج آگهی فروش زمین رایگان درج آگهی فروش زمین در گیلاندرج آگهی فروش زمین کشاورزی ثبت آگهی رایگان فروش زمین درج آگهی فروش کلیه درج آگهي فروش كليه درج اگهی برای فروش کلیه سایت درج آگهی فروش کلیه درج آگهی فروش در دیوار ثبت آگهی فروش در سایت دیوار ثبت آگهی فروش دیوار ثبت اگهی فروش خودرو در سایت دیوار درج آگهی فروش سگ درج آگهی رایگان فروش سگ ثبت آگهی رایگان فروش سگ ثبت اگهی برای فروش سگ ثبت آگهی فروش خودرو در سایت بامادرج آگهی فروش زمین در شمال درج آگهی فروش زمین درج آگهی فروش زمین در گیلان درج آگهی فروش زمین رایگان درج آگهی فروش زمین کشاورزی درج آگهی فروش زمین در شمال درج آگهی فروش زمین در تبریز درج آگهی برای فروش زمین سایت درج آگهی فروش زمین درج آگهی فروش کلیه درج آگهي فروش كليه درج اگهی برای فروش کلیه سایت درج آگهی فروش کلیه درج آگهی فروش خودرو درج آگهی فروش خودرو در روزنامه همشهری درج آگهی فروش خودرو رایگان درج آگهي فروش خودرو درج آگهي فروش خودرو رايگان درج آگهی فروش خودرو روزنامه همشهریدرج اگهی فروش خودرو ایران تجارت درج اگهی فروش خودرو در سایت باما درج آگهی فروش خودرو در روزنامه خراسان درج آگهی فروش خودرو در اینترنت درج آگهی فروش درج آگهی فروش در دیوار درج آگهی فروش ماشین درج آگهی فروش سیم کارت درج آگهی فروش ملک در اینترنت درج آگهی فروش خانه رایگان درج آگهی فروش حیوانات خانگی درج آگهی فروش ماشین رایگان درج آگهی فروش ماشین سنگین درج آگهی فروش ماشین آلات درج آگهی فروش سیم کارت همراه اول درج آگهی فروش سیم کارت رند درج آگهی رایگان فروش سیم کارت درج آگهی برای فروش سیم کارت درج آگهی رایگان برای فروش خانه درج آگهی رایگان فروش حیوانات خانگی سایت معتبر آگهی استخدام سایت معتبر اگهی سایت های معتبر آگهی رایگان سایت های معتبر آگهی درج آگهی در سایت های معتبر سایت های معتبر درج آگهی رایگان ثبت آگهی در سایت های معتبر آگهی های املاک روزنامه همشهری نیازمندی های املاک روزنامه همشهری کرج نیازمندی های املاک روزنامه همشهری آگهی های املاک آگهی های املاک همشهری آگهی های املاک روزنامه خراسان آگهی های املاک تهران آگهی های املاک کرج آگهی های املاک شیراز اگهی های املاک در اصفهان آگهی های املاک اصفهان آگهی های املاک قم نیازمندی های املاک همشهری نیازمندی های املاک همشهری تهران نیازمندی های املاک همشهری کرج نیازمندی های همشهری املاک حومه تهران نیازمندی های همشهری املاک فروش نیازمندی های همشهری املاک شهرستان نیازمندی های املاک روزنامه خراسان نیازمندی های املاک روزنامه خراسان امروز نیازمندی های املاک روزنامه خراسان رضوینیازمندی های املاک تهران نيازمندي هاي املاك تهران نیازمندی های املاک تهران همشهری نیازمندی های املاک حومه تهران آگهی ها و نیازمندی های املاک تهران نیازمندی های املاک امروز تهران نیازمندی های املاک کرج نیازمندی های همشهری املاک کرج نیازمندی های املاک شیرازنیازمندی های املاک در شیراز نیازمندی های املاک اصفهان نیازمندی های املاک استان اصفهان سایت نیازمندی های املاک اصفهان نیازمندی های املاک قم آگهی های خودرو همشهری آگهی های خودرو روزنامه همشهری آگهی های فروش خودرو همشهری آگهی های فروش خودرو روزنامه همشهری آگهی های خودرو روزنامه خراسان آگهی های خودرو روزنامه خراسان امروز آگهی های فروش خودرو روزنامه خراسان آگهی های خودرو در روزنامه خراسان آگهی های خودرو یزد آگهی خودرو های سنگین آگهی فروش ماشین های سنگین اگهی ماشین های سنگین آگهی های فروش خودرو آگهي هاي فروش خودرو آگهی های فروش خودرو در اصفهان آگهی های فروش خودرو دست دوم آگهی های فروش خودرو در تبریز اگهی های فروش خودرو پاژن آگهی های فروش خودرو کارکرده آگهی های فروش ماشین روزنامه همشهری اگهی های فروش خودرو پرایدتبلیغ در اینترنت تبلیغ در اینترنت رایگان تبلیغات در اینترنت تبلیغات در اینترنت رایگان تبليغ در اينترنت تبلیغات در اینترنت چیست؟ نحوه تبلیغ در اینترنت روش تبلیغ در اینترنت تبلیغ کتاب در اینترنت تبلیغ کالا در اینترنت تبلیغات اینترنت رایگان تبلیغ رایگان اینترنت چگونه در اینترنت تبلیغ رایگان کنیم تبلیغ رایگان وبلاگ در اینترنت درج تبلیغ رایگان در اینترنت سایت تبلیغ رایگان در اینترنت نحوه تبلیغ رایگان در اینترنت تبلیغ در اینترنت به صورت رایگان تبلیغات اینترنتی در ایران تبلیغات اینترنتی در شیراز تبلیغات اینترنتی در اصفهان تبلیغات اینترنتی در گوگل تبلیغات اینترنتی در تبریزتبلیغات اینترنتی در کرج تبلیغات اینترنتی در سایت ها تبلیغات اینترنتی رایگان تبلیغات اینترنتی رایگان پربیننده تبليغات اينترنتي رایگان تبلیغات اینترنتی رایگان اصفهان تبلیغات اینترنتی رایگان مشهد تبلیغات اینترنتی رایگان همدان تبلیغات رایگان در اینترنت مشهد تبلیغات رایگان در اینترنت اصفهان تبليغ در اينترنت رايگان تبليغ اينترنتي تبليغ اينترنتي رايگان تبلیغات اینترنتی چیست تبلیغات اینترنت چیست نحوه بستن تبلیغات در اینترنت اکسپلورر نحوه تبلیغات در اینترنت آموزش تبلیغ در اینترنت نحوه تبلیغات رایگان در اینترنت نحوه حذف تبلیغات در اینترنت نحوه ی تبلیغات در اینترنت نحوه تبلیغات اینترنتی روش تبلیغات در اینترنت روش های تبلیغ در اینترنت بهترین روش تبلیغات در اینترنت روش حذف تبلیغات در اینترنتیروش حذف تبلیغات در اینترنت اکسپلورر روش تبلیغات اینترنتی روش تبلیغات اینترنتی رایگان روش تبلیغ کالا در اینترنت روش تبلیغ رایگان در اینترنت کتاب تبلیغات در اینترنت نحوه تبلیغ کتاب در اینترنت تبلیغات کالا در اینترنت نحوه تبلیغ کالا در اینترنت چگونگی تبلیغ کالا در اینترنت تبلیغ در سایتهای پربازدید تبلیغات در سایتهای پربازدید تبلیغات رایگان در سایتهای پربازدید تبلیغ در سایت های پربازدید رایگان تبلیغات پربازدید تبلیغات رایگان پربازدید سایت تبلیغات پر بازدید تبلیغات در سایت پربازدید تبلیغ در سایت پربازدید تبلیغ در سایت های پربازدید تبلیغ رایگان در سایت پربازدید تبلیغات رایگان در سایت پربازدید تبلیغات در سایت های پربازدید رایگان تبلیغات ارزان در سایت پربازدید 

پیامک های خنده دار و بمب خنده


“مسلمان نیست کسی که روی مودم وایرلسش پسورد می‌گذار،در حالی که همسایه‌اش شب بدون اینترنت می‌خوابد!

 

*********

 

امروز به من ثابت شد که ۲۰۱۲دنیا تموم نمیشه

اخه یه چیپس....

ادامه نوشته

اس ام اس خنده دار

یک خروس آگاه در گفتگو با خبرنگار ما

آقا ما زمان قدیم با هزار تومن زن گرفتیم!

الان با هزارتومن نوکم نمیدن !

ادامه نوشته

فال عشق

دوست دارید بدانید كه چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء می كنید؟ فال در مورد سبك بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدواریم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید كه لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند! 

برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان .....

ادامه نوشته

قربانی

هوا سرد بود،سوزناك و بيرحم.اما صورت محسن خیس عرق.عرق ترس،عرق شرم.در ماشین رو باز کرد و پیاده شد.پیر مرد افتاده بود روی آسفالت کف جاده.محسن هنوز باورش نشده بود که باصدوده کیلومتر سرعت زده به یه پیر مرد... .خیلی دستپاچه بود.قطره های باران هم خیسیصورت ناشی از عرقش رو،دو چندان کرده بود.سراسیمه پیرمرد....

ادامه نوشته

چه کسی موثرتر هست، زن یا مرد؟

توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس ...

برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.
او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :” گفتگوی خیلی خوبی بود.”
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :” هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی.
” زنش پاسخ داد :” عزیزم ، اگر من با او ازدواج می کردم ، اون مدیر کل بود و تو کارگر پمپ بنزین .”

خانه ای با پنجره های طلایی

پسر کوچکی در مزرعه ای دور دست زندگی می کرد هر روز صبح قبل از طلوع خورشید از خواب برمی خواست وتا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود

هم زمان با طلوع خورشید از نردها بالا می رفت تا کمی استراحت کند در دور دست ها خانه ای با پنجرهایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و با خود فکر می کرد چقدر زندگی در آن خانه با آن وسایل شیک و مدرنی که باید داشته باشد لذت بخش و عالی خواهد بود . با خود می گفت : " اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود . بالاخره یک روز به آنجا می روم و از نزدیک آن را می بینم ".....

یک روز پدر به پسرش گفت به جای او کارها را انجام می دهد و او می تواند در خانه بماند . پسر هم که فرصت را مناسب دید غذایی برداشت و به طرف آن خانه و پنجره های طلایی رهسپار شد .
راه بسیار طولانی تر از آن بود که تصورش را می کرد . بعد از ظهر بود که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که از پنجره های طلایی خبری نیست و در عوض خانه ای رنگ و رو رفته و با نرده های شکسته دید . به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد . پسر بچه ای هم سن خودش در را گشود . سوال کرد که آیا او خانه پنجره طلایی را دیده است یا خیر ؟ پسرک پاسخ مثبت داد و او را به سمت ایوان برد . در حالی که آنجا می نشستند نگاهی به عقب انداختند و در انتهای همان مسیری که طی کرده بود و هم زمان با غروب آفتاب , خانه خودشان را دید که با پنجره های طلایی می درخشید.

زود قضاوت نکن

 ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...

جک ها و لطیفه های توپ

بچه هه از باباش میپرسه بابا هواپیما به اون بزرگی رو چطوری میدزدن؟ باباش میگه میزارن بره بالا کوچیک بشه بعد میدزدنش



توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد
ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم…
خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندای جنسیس داره
بنده هم یک دستگاه ماشین حساب دارم ..!!



ﺁغا ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﺭﮐﯿﻨﮓ ﭘﺮﺍﯾﺪ 111ex ﺭﻭ ﻭﺭﺩﺍﺷﺘﻢ !
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻦ ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻮ ﭘﺮﺍﯾﺪ 132 ﺭﻭ
ﻭﺭﺩﺍﺭ!
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺏ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﭘﺮﺍﯾﺪ 141 ﺭﺍﻩ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ
111sx ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﺻﺒﺎ
ﺭﻭ ﺑﯿﺎﺭﻩ؛
ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﻣﻮﻥ O:
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ |:

ﮔﻔﺖ ﮐﻼﻓﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﺻﻦ ﺍﻭﻥ ﭘﺮﺍﯾﺪ 131 ﺭﻭ ﻣﯿﺒﺮﻡ
ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻫﺎﭺ ﺑﮏ ﺑﺮﻭ ﺍﻭﻧﻢ ﻫﺴﺖ!!!
ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻦ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﯾﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻡ ؟


یارو خیلی گشنه ش بود از پشت شیشه رستوران نگاه میکنه

میبینه یکی داره کباب میخوره!

با انگشت میزنه به شیشه !

یارو میگه :چته ؟

میگه :پیازهم بخور



از حیرونیه نگاهت ،از تپش قلبت ، از هیاهوی درونت و از قر کمرت

معلومه که . . . . . . . . نیاز به دبلیوسی داری



مهربونی زنها با وزنشون نسبت مستقیم داره…

هر چی وزن زیادتر مهربونتر!!

قبول دارید؟ 



خواستگار اومده برا خواهرم ، خواهر پسره میگه برادر ما اولین بارشه میاد خواستگاری واسه همین خجالتیه.
مامان بزرگ منم واسه بازار گرمی میگه دختر ما هم اولین باره واسش خواستگار میاد.



بیاین چند دقیقه برای اونایی که با ماشینشون ساعت ها ترافیک رو تحمل میکنن

تا برسن باشگاه بدنسازی و سوار دوچرخه شن؛

سکوت کنیم....


یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه

که وقتی گرسنت می شه نمی تونی درس بخونی

وقتی هم که سیر می شی نمی تونی درس بخونی

ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره

یا گرسنه ای یا سیر …




قربون مادری که اگـه ۱۰۰ تـا پـریز خالی هم باشه

برا وصل کردن اتو گوشیِ تو رو از شارژ در می آره




دقت کردین دو جا جاذبه زمین هیچ شمرده شده

یکیش تو خارج از جو زمینه

یکی دیگشم تو کارتون فوتبالیست ها





دوسـتـای واقـعـی پشت سر هم حـرف نـمی زنـن

جمع می شن با هـم پشت سر بـقیـه حرف می زنن




آیا می دانید چه کسی اولین بار ماست رو کشف کرد ؟

آیا می دانید چه کسی اولین بار آن را با خیار قاطی کرد ؟

آیا می دانید چه کسی به آن گردو و نعنا را افزود ؟

لامصب خیلی حال می ده هرکی بوده دمش گرم !




من اصلا به آنتی ویروس اعتقاد ندارم

چون ویروس های لپ تاپم بر اثر کهولت سن از بین میرن




یه ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ

ﻫﯽ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﻦ ﻓﺤﺸﺶ ﻣﯽ ﺩم

ﺳﺮﯼ ِ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﻓﺤﺸﺶ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺯﺩه ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﻤﺎ

یه همچین آدم احساساتیه




با اعصاب خراب اومدم نشسنم به داداشم می گم دیدی چی شد ؟

امروز نه ورزش کردم نه وزن کم کردم !

مرتیکه نامرد دراومده می گه : چرا وزن کم کردی مگه نرفتی دستشویی ؟




چقدر خوبه وقتی که داری جوجه کباب درست می کنی خودش بچرخه و بگه : اینجام نپخته

این دانشمندا چی کار می کنن پس ؟

الکی دارن فقط حقوق می گیرن




قرص کامل پشه کش تو اتاقم دود کردم

به طوری که اجسام از فاصه ۲۳٫۵ میلیمتری قابل رویت نیستن

بازم پشهِ می آد زیره گوشم ویز ویز می کنه

اشک تو چشام جمع شد یاد فیلم جان سخت ۴ افتادم  یه لحظ





بعضیا هم هستن اینقد ماهن که می خوای هی نگاشون کنی

چیه؟ چرا  زل زدی به من؟




ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ می کنم ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ می گرفتم

ﺑﻬﺶ ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ می گرفتم بال هاشو می کندم می بستمش ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ

ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ می کرد ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ می کرد می برد ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ

اشک تو چشام جمع می شد آخه ﻻﻣﺼﺐ  خیلی ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﭘﺮﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩ




سوتی های دخترونه از اونا که روده بر میشی

مغازه رفیقم وایساده بودم !!! دختره اومد گفت : آقا مودم “وای وای” دارین ؟؟؟ رفیقم گفت نه ولی مودم “وای فـــــــای” داریم بدم خدمتتون؟ دختره گفت : نه مرسی ، ممنونم و رفت !!! به همیــــــــــــــــــــــــــن برکت قسم !!!

دوران حاملگی یا زندگی تخمی

ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﯾﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﺨﻤﯽ!
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺁﯾﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻭﺿﻊ
ﺣﻤﻞ،ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺗﺨﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ، ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ
ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻣﺎ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ
ﭼﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺗﯽ ﻣﯽ ﺷﺪ؟ ﺑﻠﻪ، ﺑﯽ ﺷﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ
ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺗﯽ ﺑﯿﺸﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ
ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﻫﻬﺎ ﺻﻔﺤﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ
ﺑﻨﺪﻩ،ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﮐﺘﻔﺎ
ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﺎﺑﻘﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ
ﻋﺰﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ .
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ، ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﻫﯿﭻ
ﺯﻧﯽ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻭﺯﻥ ﻭ ﮐﺎﻫﺶ ﻣﺠﺪﺩ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ
ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﻭ ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺍﺯﺑﺎﺑﺖ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ
ﻫﺎ ﻭ ﺭﮊﯾﻤﻬﺎﯼ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ، ﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺑﯽ
ﺧﯿﺎﻝ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﭼﻮﻥ ﺗﺨﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ
ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﻢ
ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺭﺳﻢ ﻭ
ﺭﺳﻮﻣﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻏﯿﺒﺖ ﻭ
ﭘﺮﺣﺮﻓﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﻣﺜﻼ ﻣﺮﺍﺳﻢ » ﺗﺨﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﻭﻥ!!!« ﮐﻪ ﻃﯽ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ
ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﮐﺎﺩﻭ ﺑﻪ
ﻋﯿﺎﺩﺕ » ﻣﺎﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ « ﻭ» ﺗﺨﻤﻬﺎﯾﺶ « ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ
ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺗﺨﻢ ﻭ ﺗﺨﻤﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺗﺨﻤﯽ ﺧﻮﺩ، ﺑﺎ
ﻫﻢ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﻭ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ).ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
ﻧﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ، ﺗﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎ
ﺑﺤﺚ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﻓﺖ (
ﻣﺜﻼ :
- ﻭﺍﻩ، ﻭﺍﻩ،ﻭﺍﻩ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ﺍﻗﺪﺱ ﺟﻮﻥ !
ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺎ ﺍﻓﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﻤﻬﺎﺵ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﺗﺨﻢ ﻃﻼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ !!!
- ﺁﺭﻩ ﺧﻮﺍﻫﺮ، ﻭﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﻬﺎ، ﺷﯿﺶ ﺗﺎ ﺷﯿﺶ
ﺗﺎ ﺗﺨﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻧﺎﺯ ﻭ ﺍﺩﺍ
ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ . ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺯﻣﻮﻧﻪ !.
ﻭ ﯾﺎ:
- ﻭﺍﯼ، ﻭﺍﯼ، ﻭﺍﯼ، ﻣﻬﯿﻦ ﺟﻮﻥ، ﺗﺨﻤﻬﺎﺷﻮ
ﺩﯾﺪﯼ ؟؟ ...!ﻋﯿﻦ ﮔﺮﺩﻭ ﺑﻮﺩ !!! ﻫﻢ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﻮﺩ،
ﻫﻢ ﺳﯿﺎﻩ .!!!
- ﺁﺭﻩ ﺩﯾﺪﻡ، ﺷﻬﯿﻦ ﺟﻮﻥ. ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮﻩ
ﺍﺯﺵ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻧﺲ ﺑﺪﻩ . ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻪ
ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﯾﮏ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻋﯿﻦ ﻫﻠﻮ !!!
ﻫﺮ ﮐﯽ ﻣﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪﻧﻢ، ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮔﺎﺯﺵ
ﺑﮕﯿﺮﻩ ! ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ
ﻫﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺗﺨﻢ ﻣﻦ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﺮﺩ ...
ﻭ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺧﻮﺵ ﺁﯾﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﻞ
ﺩﺭﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺷﺎﻫﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ
ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ» ﺍﭘﯽ ﺩﻭﺭﺍﻝ«
ﻭ » ﺳﺰﺍﺭﯾﻦ« ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ .
ﻃﺒﯿﻌﺘﺎﻋﻠﻢ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﺒﻮﺩ .
ﻭﻣﺮﺩﻡ ﺑﺠﺎﯼ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ، ﺍﺯ
ﻭﺟﻮﺩ ﺗﺨﻢ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺣﺮﻓﻪ ﺍﯼ، ﻭ ﺩﮐﺘﺮﻫﺎﯼ »ﺗﺨﻤﯽ «
ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺑﯿﺰﻧﺲ ﻧﯿﺰﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ
ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﻣﺜﻼﺷﺮﮐﺘﻬﺎﯼ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ
ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺣﺎﻣﻠﮕﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺠﺎﯼ
ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﺎﺳﯿﺲ
ﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻬﯿﻪ ﻭ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ
ﻟﻮﺍﺯﻡ ﻭ ﺍﺩﻭﺍﺕ ﺗﺨﻤﯽ، ﺟﻬﺖ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺑﻬﯿﻨﻪ ﺗﺨﻢ
ﺑﻮﺩ . ﻣﺜﻞ »ﺗﺨﻢ ﮔﺮﻡ ﮐﻦ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯿﮑﯽ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ «ﻭﯾﺎ
» ﻣﺤﺎﻓﻆ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﯼ ﺗﺨﻢ، ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺍﺗﺼﺎﻝ ﺑﻪ
ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ!!! «
ﺗﺰﺋﯿﻨﺎﺕ ﺗﺨﻢ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭﻫﻢ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ
ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪ. ﻣﺜﻼ ﺭﻭﮐﺶ ﻫﺎﯼ ﻃﻼ ﺑﺮﺍﯼ
ﺗﺨﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﺮﻟﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﺎﺭ
ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﻭﺍﻓﺎﺩﻩ ﺑﺮﺭﻭﯼ ﺁﻥ
ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﺰ ﺑﺪﻫﺪ !، ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ
ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﮐﻤﭙﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺟﻬﺖ ﺍﺧﺬ » ﻭﺍﻣﻬﺎﯼ
ﺗﺨﻤﯽ« ﺑﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﻮﺭ ﻭﺍ ﺟﻮﺭ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ
ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ.
ﺧﻼﺻﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ ﺑﺴﻮﯼ ﺑﯿﺰﻧﺲ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻣﯽ
ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ، ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﻣﯽ
ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﺭﻧﺘﯿﺠﻪ، ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎ »ﻣﯿﯿﻠﻮﻧﺮ ﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ
ﺗﺨﻤﯽ« ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ.
ﻭ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ
ﺗﺨﻤﯽ ﺧﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ
ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﺨﻤﯽ، ﺍﻋﻼﻡ
ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺤﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﻫﺪ ﺣﻀﻮﺭ
ﺁﮔﻬﯽ ﻫﺎﯼ ﺭﯾﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖ ﺗﺨﻤﯽ ﺩﺭ ﺩﺭ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ
ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﮐﻪ ﻣﺜﻼ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ :
« ﺍﮔﺮ ﺗﺨﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺑﺎ ﺩﮐﺘﺮ ... ﻣﺘﺨﺼﺺ
ﺍﻣﻮﺭ ﺗﺨﻢ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. «
« ﺍﺳﺘﺮﺱ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ
ﺩﮐﺘﺮ ...ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﻮﺭﺩ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺩﮐﺘﺮﺍﻥ
ﺗﺨﻤﯽ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ «
« ﺁﻗﺎﯼ ... ﻣﺸﺎﻭﺭﯼ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺗﺨﻤﻬﺎﯼ ﺷﻤﺎ «
« ﺧﺎﻧﻢ ...ﻭﮐﯿﻞ ﺁﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎﻭﯼ ﺗﺨﻤﯽ
ﺷﻤﺎ « ﻋﻀﻮ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﺪﯾﺮﻩ ﮐﺎﻧﻮﻥ ﻭﮐﻼﯼ ﺗﺨﻤﯽ
ﮐﺎﻟﯿﻔﺮﻧﯿﺎ. «
« ﺗﺨﻤﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﺎ ﺑﯿﻤﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﯿﺎﻝ ﺭﺍﺣﺖ
ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﺮﻭﯾﺪ«ﺷﺎﻣﻞ : ﺳﺮﻗﺖ، ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﻭ
ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ !
« ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻣﺸﻐﻠﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ، ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ
ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﻢ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ، ﺑﺎ ﻣﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ. ﻣﺎ
ﺍﺯ ﺗﺨﻢ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ!
«
ﻭﺏ ﺳﺎﯾﺘﻬﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮﻃﺎﻥ، ﺩﺭ ﻋﺮﺽ ﭼﻨﺪ
ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻫﺎ ﻭ ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﻣﯽ
ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯿﺰ ﮔﺮﺩﻫﺎ ﻭ
ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺮﺳﺶ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺗﺨﻤﯽ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .
ﻣﺜﻼ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﻟﻮﺱ
ﺁﻧﺠﻠﺲ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻫﻬﺎ ﺩﻓﻌﻪ ﮐﻪ
ﺻﺪﺍ ﻗﻄﻊ ﻭ ﻭﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ،
ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺟﺪﯾﺪﺍ ﭘﻮﺳﺖ ﺗﺨﻤﻢ ﻧﺎﺯﮎ
ﺷﺪﻩ ! ﭼﯿﮑﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﻢ ؟ ...
ﻭ ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ،ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﯾﮏ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﯽ
ﺳﺮ ﻭ ﺗﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﻘﯿﻪ ﺳﺌﻮﺍﻻﺕ ﺗﺨﻤﯽ ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎﻥ ﻣﯽ
ﺭﻓﺖ .
ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺭﺍﺩﯾﻮﯾﯽ ﻧﯿﺰ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ
ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺗﺨﻤﯽ،ﺩﺭﺑﯿﻦ ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎﻥ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ
ﺩﺍﺷﺖ. ﻭ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﮔﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﻭﺣﺘﻤﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ
ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﺨﻢ ﻭ ﺗﺨﻤﮕﺬﺍﺭ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﺪ. ﺑﻄﻮﺭ
ﻣﺜﺎﻝ :
- ﯾﮏ ﺗﺨﻢ ﺩﺍﺭﻡ، ﺷﺎﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﺻﻮﺭﺗﯽ ﺩﺍﺭﻩ، ﻣﺎﻩ
ﻧﺪﺍﺭﻩ ...
ﻭ ﯾﺎ :
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺗﺨﻢ ﻧﺪﺍﺭﻩ . ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ . ﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ
ﺑﺬﺍﺭﻩ ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ
ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﺎﺷﺮﺗﻬﺎﯼ
ﻣﺮﺩﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﻣﺜﻼﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻣﯽ
ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ : ﻣﺎﺩﺭ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺯﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﺖ
ﺗﺨﻤﻬﺎﯼ ﮔﻨﺪﻩ ﮔﻨﺪﻩ ﺑﮑﻨﻪ !!!
- ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺮﻭﺱ ﺑﺎ ﺍﻓﺎﺩﻩ
ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﺍﺻﻮﻻ »ﺗﺨﻢ
ﺑﺰﺭﮒ « ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﻮﺩﻡ، ﯾﮏ ﺗﺨﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ...!!!!
- ﺑﻪ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻣﻮﺟﻮﺩ
ﻧﯿﺰ، ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺍﺳﻢ ﻭﻓﺎﻣﯿﻞ ﺗﺨﻤﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ
ﺷﺪ. ﻣﺜﻼ: ﺗﺨﻤﻌﻠﯽ ﺗﺨﻤﯽ ﺯﺍﺩﻩ، ﺗﺨﻤﻨﺎﺯ ﺗﺨﻤﯽ ﻧﮋﺍﺩ،
ﺗﺨﻢ ﻋﺒﺎﺱ ﺗﺨﻤﯽ ﭘﻮﺭ ﻭ ...
- ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ، ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ، ﺷﺎﯾﻌﻪ
ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺗﺨﻤﯽ ﺧﻮﺩ ﺳﺨﻦ
ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﺮﻫﺎ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﯼ ﺳﻨﺘﯽ ﻭ
ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ
ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﮔﻞ ﮔﺎﻭ ﺯﺑﻮﻥ
ﺑﺨﻮﺭﯼ، ﺗﺨﻤﻬﺎﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺎﺭﮔﯿﻞ .!!! ﻭ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ
ﮐﻨﺠﺪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﭘﻮﺳﺖ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻞ ﻭ
ﻧﺒﺎﺕ ﺑﺨﻮﺭﯼ، ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺨﻢ ﺩﻭ ﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ! ﻭ ...
- ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭﯾﺎ ﻗﺴﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ،
ﺍﺯ ﻗﺴﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﺨﻤﯽ ﻧﯿﺰ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.
ﻣﺜﻼﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﻪ ﺟﻮﻥ ﺗﺨﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻢ !
ﻭ ...
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﻋﻮﺍ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ، ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻓﺤﺶ ﺧﻮﺍﻫﺮ
ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺟﺪ ﻭ ﺁﺑﺎﺩ،ﺑﻪ ﺗﺨﻤﻬﺎﯼ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻓﺤﺶ
ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻣﺜﻼ : ﺍﻟﻬﯽ ﺗﺨﻤﻬﺎﺕ ﺑﺸﮑﻨﻪ! ﺍﻟﻬﯽ ﺗﺨﻤﻬﺎ
ﺗﻮ ﺳﮓ ﺑﺒﺮﻩ ﻭ !!!...
- ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﭼﻨﺪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺗﺨﻤﯽ
ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭﻫﻤﯿﻦ
ﻣﻮﺿﻮﻉ، ﻣﻘﺪﻣﻪ ﺑﺮﻭﺯ ﯾﮑﺴﺮﯼ ﺟﺮﻡ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺗﺨﻤﯽ
ﻣﯽ ﺷﺪ .
ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎﺭﺍﻥ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ » ﻧﺴﻞ ﮐﺸﯽ «، »ﺗﺨﻢ
ﺷﮑﻨﯽ « ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻧﺪ ﻫﺎﯼ ﺗﺒﻬﮑﺎﺭ ﻭ ﻣﺎﻓﯿﺎﯾﯽ
ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮﺧﻼﻓﻬﺎﯼ ﻗﺒﻠﯽ،ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺗﺨﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺨﻢ
ﺩﺯﺩﯼ ﻭ ﺗﺨﻢ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻭ ﻗﺎﭼﺎﻕ ﺗﺨﻢ ﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ
ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ

جک حدید 92

یه روز یه یارو میخواسته یه شیرازی رو مسخره کنه بهش میگه درسته شیرازی ها به خر میگن کاکو
شیرازی هم با خونسردی میگه حا کاکو!

 

زیر باران

در زیــــر بــــــاران نشستـــــــه بـــــــــودم
چشمـــــم را بـه آسمــــــــان دوختـــــــــه بــــــــودم
چشمـــــم را بـه ابـــــرهـای سـرگــــــردان دوختـــــــه بــــــــودم
انتظــــــار مـی کشیــــــــدم
انتظـــــار قطــــره ای عــــــاشق از بـــــــاران
کـه از آسمـــــان بیــــایــــد و بــر چشمـــــانـــم بنشینـــــــــد
تــا شــــایــد چشمــــــانــم عــــــــــــــــــاشق آن قطـــــره شــــــــود
بـــــاران مـی بـــاریــد آسمــــان مـی نـــالیــــد ابــــــرهـا بـی قــــــرار بـودنــــد
صــــدای رعـــد ابــــرهـا سکــــــوت آسمـــــان را در هـــم شکستـــــــــه بــــــــــــود
تــــــرتـــــــرشــــده بــــــــــودم
مثــل پـــــرنـــده ای در زیــــــر بـــــــاران
دوســـــت داشتـــــم پــــــــــرواز کنــم در اوج آسمـــان هـــــا
تـا شـــایـد قطــــره ی عــــاشق را از میــــان ایـــن همــــــه قطـــره پیــــدا کــــنم
مـی دانستـــم قطــــره هـایـی کـه از آسمــان مـی ریـــزد اشــــک هــای آسمـــان است
اشـــک هــایــی کـه هـــر قطــــره از آن خــاطــــره ای بیــــش نبــــود
در رویــــاهـــایــم پـــــــــروازکـــــردم
در اوج آسمــــان هــا، در میـــان ابــــرهــا، در میـــان قطـــــره هــا
چطــــور مـی شـــــود از میـــان ایـــن همــــــه قطـــــره ی بـــــاران
قطــــره ی عـــــــــاشق را پیـــــدا کــــرد؟!
قطـــــره هــایــی کـه هـــر وقـــت بـه زمیــــن مـی ریخـــــت
یــا بـه دریــــا مــی رفــــــت یــا بـه رودخــــانــه
یــا بـه صحـــرا مـی رفــــــت و بـه زمیــــن فــــرو مــی رفـــــــت
و یــا بــــر روی گـــل مـی نشســـــت



مــــــن بـه دنبـــال قطــــــره ای بــــودم کـه بـــر روی چشمــــانـم بنشینــــد
نـه قطـــــره ای کــه عــــاشق دریــــا یــا گــــل شـــــود
و یــا اینکـــــه نـــاپدیــــد شـــــــود
مــــن قطـــــره ی عـــــاشق را مـی خــواستـــــم کـه یـــک رنــــگ بــاشــــد
همـــان رنـــگ بـــــاران عشــــــــــــق مـــن
نگـــــاهـم بـه بـــــــــاران بــــود
در دلـــــم چـه غــوغــــــایـی بــــــــود
انتظــــــار بـه ســــر رسیـــــــد
قطـــــره ی عـــــــاشق بـه چشمـــــانـم نـــرسیــــــد
بـــــــاران کـم کـم داشـــت رد خـــود را گــــم مــی کــــــرد
و آسمــــــان داشــــت آرام مـی گـــــرفت
دلــــم نمـی خـــــــواسـت آسمـــــــــان آرام بگیــــــرد
امـــا مـــــن نـا امیـــــد نشـــــدم و بــــاز هــــم منتظـــــر مــــانــــدم
آن قـــــــــــدر انتظــــار کشیــــــدم تــــا…
قطــــــره آخــــر بــــــاران را از آن بالاهـــــا مـی دیــــــدم
قطـــــره ای کـه آرزو داشتـــــــم بـه چشمـــــانــــم بنشینـــــــــــد
آرزو داشتــــــم بیـــایــــد و بـا چشمــــــانم دوســـــت شـــــــــــــــــــــــــود
قطــــره بـــــاران داشــــت بـه ســـــوی چشمـــــانـم مـی آمــــد
نگــــــاهــم همچنـــــــــان بـه آن قطـــــــره بـــــود
طــــــوفـان سعــی داشــــت قطـــــره را از چشمــــانــم جـــدا کنــــــد
و نگـــذارد بـه چشمـــــانــم بنشینـــــد



امــــــا آن قطـــــره عشـــــــــــــق بــا طـــــوفــان جنگیــــــــد
از طـــــــوفــان گذشــــــت و بـه چشمـــانـم نشســــــت
چـــه لحظـــــه قشنگــــــــی
در همـــان لحظـــه کـه قطـــره بـــــاران عشقــــــم داشــت بـه زمیـــن مـی ریخــــت
چشمـــــان مــــن هــم شــــــروع بـه اشـــک ریختــــن کـــــرد
اشــــک هـــایـم بـا آن قطــــــره یکــــی شـــــده بــــود
احســـــــاس کـــــردم قطــــــره عـــــــــاشق در قلبــــــم نشستـــــــــه
بـه قطــــــره وابستــــــه شــــــــــدم
آن قطــــــره پــاک پــاک بــــــود چــــون از آسمـــــان آمــــده بـــــود
همـــان قطــــــره ای کـه بــــــاران عشقــــــم بـه مـــن هــدیــــــه داد
آری عشـــــــــــــــق مـــن
آن قطــــــره ی زیبــــا تــــــــــــــــو بــــــودی
قطـــــــره ای کـه تـا ابــــــــــــــــد در قلبـــــم خـــــواهــد مــــــــانــد

یه پیامک توووووووووووووووووپ عاشقانه

عاشقم، عاشق ستاره ی صبح

عاشق ابرهای سرگردان

عاشق روزهای بارانی

عاشق هرچه نام توست بر آن


و عاشق تو...

یک شعر ناب

دست تکان بدهی یا ندهی

این قطار خواهد رفت

برای اشک فرقی ندارد


که بر گونه های تو بلغزد

یا بر شالی که من برایت خریده ام

بگذار لمس آخر اتفاق نیفتد

تا خاطرات شرمنده نشوند

من به غیر از تو نخواهم...

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی
از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی
دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی
دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی
مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی
میتوانی به همه عـمر ، دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی ، نتوانی
دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری
بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی
جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

شعرای ناب کوتاه

دو چشمانت چو بیت نـــاب شاعر
نگاهت چـــــون دل بیتــــاب شاعر
چو می افتـــد بـدست بـــاد زلفت

پریشان میشود چون خواب شاعر




در درون ذهن من هرگز نمیمیرد کسی / مرگ احساس مرا ماتم نمیگیرد کسی
رفته ام من سال ها از خاطرات این و آن / یک سراغ ساده هم از من نمیگیرد کسی . . .



سرو پای آرزویم به در سرایت امشب
که ز درد دل بخوانم غزلی برایت امشب
غزلی تمام آتش به بلندی قد تو
که خودت در آن بیابی رخ خوشنمایت امشب
سر دفتر شکایت بکشایم و بگریم
مگر از تو چشم لطفی ببرد گدایت امشب



امروز چه دلتنگم، امروز چه دلتنگم
مثل من که مثل من، گم ترانه کم رنگم
امروز چه دلتنگم، خاکستری ام انگار
هم‌خاطره زنبق، یه لحظه پس از رگبار



دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنهاترین مصرع شعر منی
دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی



ساحل را با قدم هایت ...

موج را با آوای صدایت ..

غروب را با نوازش چشمانت ..


باد را با شانه زدن موهایت ..

زمستان را با گرمی دستانت ..

غم را با تکیه بر شانه هایت ..

تاریکی را با شمع وجودت ..

ماه را با روشنی چشمانت ...

محبت را با نوازش دستانت ...

زیبایی را با طراوت خنده هایت ...

شادی را با لبخند پنهانت ..

وجدایی را با گریه های دنیا می خواهم..



شبا وقتی من و دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

میگم ای دل, دله آلوده به درد
اگه روزی بکشم ناله ی سرد
آه و نالم میگیره دومنشو
آتیش عشق میسوزونه تنشو


یک شعر توپ برا عشاق دیوونه

سيـنه چـاك از فـتـنـه هـاى چـشم و جـادوى تــو ام
زخـمـى از تـــيــر و كـمــان تــيــــز ابـــــروى تــــــو ام
عــاشــقـم بــر خــط و خــال چــهـــره مـهـساى
تـــو
خـــرم از رقــص و نـگـــاه پـيــچــش مــــــوى تــــــو ام
مـن نــه مســتــم از شميـم مشك آهــــــوى خـــتــن
مسـت و شيــدا در سـحر بـا عطر خـوش بـوى تــو ام
تـاج سلطان جـهــان را گــــر نـهـم روزى بـــــه ســــر
در تــمـــنـايـــت گـــــــــدا و ســـــايــــــل كــوى تــو ام
كـس نــدانــد حـــال شاهى انــدر ايـن زنــدان عشق
بــــى ريــا مـحـو جــمــال و عـــاشـــق روى تـــــــو ام

دل تنها


شبا وقتی من و دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

میگم ای دل, دله آلوده به درد
اگه روزی بکشم ناله ی سرد
آه و نالم میگیره دومنشو
آتیش عشق میسوزونه تنشو

مشعل

نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟
اصلا همه را پاک کن
هر آنچه از من داری
از من که چیزی کم نمی شود...
...فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟
شاید ؟
نکند آن را هم پاک کرده ای ؟
نـــــــــــــــــــــــــه
شدنی نیست...
نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی
*..مشعل..*

به چشمانت بیاموز..


به چشمانت :یاد بده هر کسی ارزش دیدن ندارد؛

یاد بده به چشمانت که به راه بودن را عادت نکند .

یاد بده که به دَر خیره نماند .

یاد بده که برای هر کسی بیخواب نشود.

به زبانت :یاد بده که هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد .

یاد بده به هر کسی نگوید دوستت دارم .

به پاهایت یاد بده هر راهی ارزش رفتن را ندارد ،

به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکنند .

به دستانت یاد بده که هر دستی ارزش لمس کردن را ندارد.

به قلبت بیاموز همیشه عاشق باشد،

ولی عاشق هر کسی نباشد...

یاد


و من پنداشتم
او مرا خواهد بُرد
به همان کوچه ی رنگین شده از تابستان
به همان خانه ی ٫ بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بی تاب شوم
او مرا خواهد بُرد
به همان ساد گی ِ رفتن ِ باد
او مرا بُرد
ولی ... بُرد ز ِ یاد

بدرود


دگر مرا صدا مکن
مرا ز جام ِ باده ام ٫ جدا مکن
که جام ِ من به من جواب می دهد
به من کلید ِ شهر ِ خواب می دهد
درون ِ خواب های من
توئی و دست های مهربان
توئی و عهد های ا ُستوار
و هر چه هست ٫ عاشقانه پایدار
برو مرا صدا مکن
ز کوچه خواب های ٫ سایه پرورم
دگر مرا ٫ جدا مکن
صدا مکن
چو سایه بُگذر از سرم
مرا ز سایه های دوستی ٫ سوا مکن
چه حاصلی ز شمع های بی فروغ ؟
ز خنده ها ... ز بوسه ها 
چه حاصلی ز گفته های سر به سر ٫ دروغ ؟
تو از روند گان ِ راه ِ عشق ٫ نیستی
تو نیستی ٫ ز دل شکسته گان
بگیر راه ِ خویش و تن رها کن از بلا
چو من ٫ دل رمیده ی بلا مکن
تن ِ سلامتت به درد ٫ مبتلا مکن
مرا ز قصه های کودکانه در شبان ِ هول
جدا مکن
ازین غم ِ ٫ قدیم
ازین غم ِ ٫ ندیم
صدا مکن
دگر ترانه سَر ٫ در این شبان ِ دیرپا مکن
بخواب نازنین ِ من ٫ به خواب ِ ناز
که من تمام ِ شب ٫ نخفته ام
تمام ِ شب ٫ به جام و جان
جز این سخن ٫ نگفته ام :
وفا کن ای دل ِ جفا کشیده باز
ولی وفا به یار ِ بی وفا ٫ مکن

بر سر آتش غم


آه کز تاب ِ دل ِ سوخته جان می سوزد
ز آتش ِ دل چه بگویم٫ که زبان می سوزد
یارب این رخنه ی دوزخ به رخ ِ ما که گشود؟ 
که زمین در تب و تاب است و زمان می سوزد
دود برخاست از این تیر که در سینه نشست
مکن ای دوست٫ که آن دست و کمان می سوزد
مگر این دشت ِ شقایق٫ دل ِ خونین ِ من است ؟
که چنین در غم ِ آن٫ سرو روان می سوزد
آتشی در دلم انداخت و عالم بو بُرد
خام پنداشت که این عود٫ نهان می سوزد
لذت ِ عشق و وفا بین که سپند ِ دل ِ من
بر سر ِ آتش ِ غم٫ رقص کنان می سوزد
گریه ی ابر ِ بهارش٫ چه مدد خواهد کرد؟
دل ِ سرگشته که چون٫ برگ ِ خزان می سوزد
سایه خاموش٫ کز این جان ِپر آتش که مراست
آه را گر بدهم٫ راه ِ جهان می سوزد

غریق عشق

به چشمان ِ پری رویان ِ این شهر
به صد امید می بستم ٫ نگاهی
مگر یک تن از این ٫ نا آشنایان
مرا بخشد به شهر ِ عشق ٫ راهی
به هر چشمی به امیدی که این ٫ اوست ...... نگاه ِ بی قرارم ٫ خیره می ماند 
یکی هم ٫ زین همه ناز آفرینان ...... امیدم را ٫ به چشمانم نمی خواند
غریبی بودم و گم کرده راهی
مرا با خود ٫ به هر سوئی ٫ کشاندند
شنیدم بارها ٫ از رهگذاران
که زیر ِ لب مرا ٫ دیوانه خواندند
ولی من ٫ چشم ِ امیدم ٫ نمی خفت ...... که مرغی ٫ آشیان گم کرده بودم
ز هر بام و دری ٫ سر می کشیدم ...... به هر بوم و بری ٫ پر می گشودم
امید ِ خسته ام ٫ از پای ٫ ننشست
نگاه ِ تشنه ام ٫ در جستجو بود
در آن هنگامه ی دیدار و پرهیز
رسیدم عاقبت آن جا که ٫ او بود
دو تنها و دو سرگردان ٫ دو بی کس ...... ز خود بیگانه ٫ از هستی رمیده
از این بی درد مردم ٫ رو نهفته ...... شرنگ ِ نا امیدی ها ٫ چشیده
دل از بی هم زبانی ها ٫ فسرده
تن از نا مهربانی ها ٫ فسرده
ز حسرت ٫ پای در دامن کشیده
به خلوت ٫ سر به زیر ِ بال برده
دو تنها و دو سرگردان ٫ دو بی کس ...... به خلوت گاه ِ جان ٫ با هم نشستند
زبان ِ بی زبانی را ٫ گشودند ...... سکوت ِ جاودانی را ٫ شکستند
مپرسید ٫ ای سبکباران ٫ مپرسید
که این دیوانه ی از خود به در ٫ کیست ؟
چه گویم ؟ از که گویم ؟ با که گویم ؟
که این دیوانه را از خود خبر ٫ نیست
به آن لب تشنه می مانم که ٫ ناگاه ...... به دریائی در افتد ٫ بی کرانه
لبی ٫ از قطره آبی ٫ تر نکرده ...... خورّد از موج ِ وحشی ٫ تازیانه
مپرسید ٫ ای سبکباران ٫ مپرسید
مرا با عشق ِ او ٫ تنها گذارید
غریق ِ لطف ِ آن ٫ دریا نگاهم
مرا تنها ٫ به این دریا ... سپارید
"خاطرات"

عشق دروغین

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ پسره ﺑﻮﺩ؛ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻤﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ پسره ﭘﯿﭽﻮﻧﺪ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ.
ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭﻣﯿﮕﻔﺖ:
"ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺭﻭﻏﻪ) '':
ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻣﺚ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ) '':
ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺸﻢ؛ ﭘﺴﺖ ﺑﺎﺷﻢ؛ ﺁﺷﻐﺎﻝﺑﺎﺷﻢ؛ ﻋﻮﺿﯽ ﺑﺎﺷﻢ...
ﻣﻦ!؟؟!

قیف

پسره قیافش حاصل جفت گیریه ۵ تا اسب با ۱ میمونه اما به خاطر BMW زیر پاش شده مردرویاهای همه

طریقه استفاده صحیح از شامپو

شامپو خريدم روش نوشته:
اين محصول را روي سرتان بريزيد 
و موهايتان را بماليد سپس آبکشي کنيد
من ميخواستم بريزم تو دهنم قرقره کنم،
خدا خيرشون بده آگاهم کردن

ضرب المثل شیرازی

ﻳﻪ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞ ﺷﻴﺮاﺯی ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻪ:
اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻪﻭﺳﻴﻠﻪ ای ﻧﻴﺎﺯ ﺩاﺭﻳﺪ 
و آﻥ ﻭﺳﻴﻠﻪ اﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺭ اﺳﺖ
نتیجه می گیریم که 
ﺷﻤﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ آﻥ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﻧﺪاﺭﻳﺪ
.