حال گیری عاشقانه
دختر جوانی برای یک مأموریت اداری چند ماهه به مسافرت رفت.
پس از دوماه، نامه ای از نامزد خود دریافت می کند به این مضمون :
«لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت چند بار به توخیانت کرده ام!
و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.
من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست»
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار پسر، ازهمه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از برادر، پسرعمو، پسردایی …
خودشان به او بدهند و همه آن عکس ها را با عکس روبرت، نامزد بی وفایش
در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند
به این مضمون :
روبرت، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم
لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان
با عشق : لورا …!
پس از دوماه، نامه ای از نامزد خود دریافت می کند به این مضمون :
«لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که در این مدت چند بار به توخیانت کرده ام!
و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.
من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست»
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار پسر، ازهمه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از برادر، پسرعمو، پسردایی …
خودشان به او بدهند و همه آن عکس ها را با عکس روبرت، نامزد بی وفایش
در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند
به این مضمون :
روبرت، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم
لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان
با عشق : لورا …!
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:1 توسط قطره
|