عاشقانه های رویایی | شعر بارونی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همسایه ها میگن خطرناکه یک عده هم میگن خودآزاره
یک مرد دیوونه که رو تختش با شال یک زن رابطه داره
-----------------------
نتونستم سده راهه تو بشم/ واسه موندنت نشد کارى کنم
نمى خواستم که با خواهش بمونى / نمى خواستم به تو اصرارى کنم
----------------------
يکم گيجم از اين احساس/ از اين احساسى که روياست
چه زيباست وقتى عشق اينجاست/ وقتى عشقه تو بى همتاست
-------------------------
اسب سفيد روياتو/ زين ميکنم سوار ميشم
سراغتو ميگيرم و/ ميام به تو دچار بشم
يادم نميره عشقتو/ يادم نميره اسمتو
از شهر روياها ميام/ تا بشکنم طلسمتو
----------------------
تنه فرسوده ى کوچه/ زيره برفهاى سفيده
خيلى وقته کوچه ى پير/ منو با عشقم نديده
رو تنه کوچه ى خسته/ دو تا جايه پا نشسته
هوا و حاله گذشته/ ديگه از ياده تو رفته
--------------------
سوز و سرماى زمستون/ سوسوى فانوسه نفتى
دو سه سالى ميشه عشقم/ که منو گذاشتى رفتى
برفهاى سرده زمستون/ رويه سنگ فرشه خيابون
کله شهر رو برف پوشونده/ تو برفها رده پامون
------------------
اگه خاطرت نمونده خط به خطه خاطراتم
اگه تو تنهام گذاشتی من هنوزم چشم براتم
---------------
فراري شدي باز از اين رابطه
به حرفي كه از من شِنيدي يِروز
تو حرفامو رَج ميزني تو مَسير
بگي منم يه ديوَم !، ميميرم يروز
هَمش من بدِ قِصه هاي توام
ِيه آدم كه يك بارِ ، مجبور شد
يه آدم كه ديدِش سُقوطِ تورو
براي بَقايِ نِگاهِت ازَت دور شد
-----------------